جملات و مطالب

مجمع هنرمندان خراسان؛حکایت علی (ع) وگرسنگی خانواده ابوذر
۲۱ مرداد ماه ۱۳۹۵ ارسال شده در دسته جملات و مطالب

مجمع هنرمندان خراسان؛حکایت علی (ع) وگرسنگی خانواده ابوذر

روزی علی(ع) نزد اصحاب فرمود:
“من دلم خیلی بحال ابوذرغفاری می سوزد.
خدا رحمتش کند.” اصحاب پرسیدند: چطور؟ مولا فرمود:
آن شبی که به دستور عثمان، ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای عثمان، به خانه ی او رفتند،
چهار کیسه اشرفی به ابوذر دادند تا با عثمان بیعت کند. ابوذر خشمگین شد و به مامورین گفت:
شما دو توهین به من کردید. اول اینکه فکر کردید من علی ع فروشم و آمده اید مرا بخرید!
ودوم، بی انصافها ؛ آیا ارزش علی ع چهار کیسه اشرفی است!؟
شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من علی ع فروش شوم؟
تمام ثروتهای دنیا را هم که جمع کنید، با یک تار موی علی ع عوض نمی کنم.”
آنها را بیرون کرد و در را محکم بست.
مولا علی (ع) گریه می کرد و می فرمود: به خدایی که جان علی در دست اوست قسم،
آن شبی که ابوذر درب خانه اش را به روی سربازان عثمان محکم بست،
سه شبانه روز بود او و خانواده اش هیچ نخورده بودند و از گرسنگی سنگ به شکم خود بسته بودند .
ارسالی از مجمع هنرمندان خراسان
عکس/احسان طباطبایی از اصفهان
www.roozesevvom.ir

دیگر خبرها


عضویت در خبرنامه موسسه خیریه روز سوم